دربارهء نشر بلخ


پس از آغازبه کار بنیاد نیشابور، بسی زود دریافتم که «موسسات انتشاراتی» به چاپ کارهای پژوهشی ژرف، نمی‌پردازند، زیرا که چنین کارها بازار ندارند. چنانکه «فرهنگ واژه های همانند در ارمنی و اوستایی و پهلوی و فارسی» نوشته «ا.آرین» که در سال 1362 به چاپ رسیده است، هنوز بخشی از آن در انبار بنیاد است. یا نود درسد «فرهنگ واژه های فارسی در زبان اویغور چین»  که به سال 1377 به چاپ رسیده است راهی بازار نشده است.
 از آنجا که بسا از مردمان هنوز با نام «اویغور» آشنایی ندارند، تا فرهنگی از آن زبان را بخرند…. .اما پیداست که این فرهنگ همچون تاجی بر سر فرهنگ ها می‌درخشد، و به خوبی نشان می‌دهد که «زبان اویغوری» که به گفته پان تورکیست ها، مادر زبان های ترکی است، تا چه اندازه واژه فارسی در خود دارد و چه اندازه وابسته به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی است، چنانکه فرهنگ ارمنی نامبرده نیز پرده از یگانگی ریشه ای زبان ارمنی، با زبان های ایرانی بر می‌دارد، و در این گستره نابسامان که ایرانشناسان اروپایی به پیروی از برنامه جهانخوران اروپا همواره آماده زخم زدن به فرهنگ ایرانی، بوده‌اند، پیوستگی فرهنگ ارمنی به ایران، دروازه‌ای از مهر و آشتی و پیوند، میان دو تیره آریایی که به دنبال این دگرگونی‌ها‌، از یکدیگر جدا شده بودند، می‌گشاید!

چون چنین دریافتم، موسسه نشر بلخ را نیز که پیام دوستی ایران و افغانستان وتاجیکستان است پایه گذاری کردم. تا نگران مهر و آویزش و پیوند باشد. نه نگران بازار و پول و بازگشت سرمایه!

اکنون نیز شادمانم پس از گذر بیست و هشت سال، در این موسسه، یک کتاب بازاری به چاپ نرسیده است، و بر کتاب های چاپ شده نیز همواره بهایی کمتر از آنچه که در بازار کتاب به آیین است؛ گذاشته‌ایم- اگر چه، همین بهای کم، دروازه موسسات پخش کتاب را نیز بر روی ما می بندد.