بیاری یزدان

مهر دارای گله های بسیار و کشتزارهای فراخ را می ستاییم که سرزمین های ایرانی را خان و مان خوش و سرشار از سازش و آرامش بخشد.

مهر روز است و مهر ماه و مهر فروغمند پیش از برآمدن خورشید ارونداسپ برآمده است از افراز البرز کوه و می نوازد خان و مان های آریایی را .

هماروانان جاودان در پهنۀ اکران مینوان چشم براه اند از بهر میهمان و مهر پیکی است که به پذیرۀ میهمان شده است ، به پذیرۀ مهرک افشین مهرنژاد .

مهرگان است و مهرک افشین بر هفتمین زینه ایستاده است و سیه چشمان درخشان را براه ورجاوند مهریزد دارد.

و اینک گاه پیوند … گاه پیوند مهرک افشین شیدچهر با سپند روان نیاکان ، گاه پیوند پیک شا فریدون فریدونان با جاودان هما روانان …

سرو بالا مهرک خورشید چهر خورشید روی را منش به وهومن ، روان جاودان به هماروانان ، تن درخشان بنیرو به سپندارمذ و فروهر بی همتا به جان جهان پیوست .

و زین پس هر مهر روز از مهر ماه ، وهومن آن منش را ، هماروانان جاودانگی آن روان را ، سپندارمذ درخشش آن تن را و جان جهان فروزش آن فروهر بی همتا را به شا فریدون فریدونان ایران می سپارند و می سرایند :

فریدون چو شد بر جهان کامکار / ندانست جز خویشتن شهریار
بروز خجسته سر مهر ماه / بسر برنهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشت از بدی / گرفتند هرکس ره ایزدی
پرستیدن مهرگان دین اوست / تن آسانی و خوردن آیین اوست

مهر روز و مهر ماه ۱۳۸۴ خورشیدی
آزاده